خرید بک لینک
در حال راه رفتنم. تند تند. تصویر چشم های منقبض ات از جلوی چشم هایم کنار نمی رود، که نمی رود. نمی فهمم کی می رسم جلوی در، کی می رسم سر کوچه و کی می رسم جلوی داروخانه تماماً بسته. داروخانه ی بسته را که می بینم تازه به خودم می آیم. ولی تصویر چشم های قرمز پر از دردت کمرنگ که نمی شود هیچ، لحظه به لحظه پر رنگ تر هم می شود. خسته شده ام. عرق کرده ام. لحظه ای می ایستم. آسمان سیاه است. هوا تاریک. بیشتر مغا

برچسب: تابی, نویسنده: الینا فراهانی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:32

همیشه به روز تولدم که نزدیک می شدم پر می شدم از عجیب و غریب ترین احساسات عالم. غم، شادی، ترس، نگرانی، شعف، غبطه، حسرت، تنهایی و چه و چه و چه. همیشه روز تولدم که می شد همه ی آدم ها را کنار می گذاشتم و می نشستم ساده و صمیمی با خدا حرف می زدم و هر بار در کنار تمام داده ها و نعمت ها هدیه ویژه ای می خواستم. همیشه لحظه ی به دنیا آمدنم که می شد به گذشته فکر می کردم. روزهایی که گذشته اند، روزهایی که نگذش

برچسب: هدیه, نویسنده: الینا فراهانی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:32

عنوان: قرمز جدینویسنده: دنیا مقدم رادنـشر: چشمهتعداد صفحات: 93سال نشر: چاپ اول 1393 قرمز جدی اولین اثر نویسنده جوانی سی و سه - چهار ساله است. دنیا مقدم راد به قول خودش از دنیای تئاتر و نمایش به دنیای بازیگری آمده و این موضوع را به راحتی می توان در توصیفات جالب و لذت بخش او دید. این کتاب مجموعه ای از 13 داستان کوتاه است که در هر کدام موضوعی ساده اما با جزئیات و توصیفات دل نشین روایت شده است. -

برچسب: قرمز,دنیا,مقدم, نویسنده: الینا فراهانی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:32

پشت تلفن که حرف می زند، ذوق و شوق و خوشحالی است که از صدایش می بارد. حرف می زند و تمام نکات را بررسی می کند. حرف می زند و راهنمایی می کند. حرف می زند و می گوید تا ان جا که بتواند، هر کاری که از دستش بر بیاید برایمان می کند. پشت تلفن که حرف می زند دلم آتش می گیرد. از نزدیک بودنش. از دور بودنش. از نزدیکی که چرا باید دور باشد. از دوری که چرا باید نزدیک باشد. از گذشته ی لعنتی به درد نخور ِ سختی که سخ

برچسب: دورِ,نزدیک, نویسنده: الینا فراهانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:04

عنوان: تصرف عدوانینویسنده: لنا آندرشونمترجم: سعید مقدمتنشر: مرکزتعداد صفحات: 172سال نشر: چاپ اول 1395 - چاپ یازدهم 1396 لنا آندرشون - نویسنده و روزنامه نویس سوئدی - در این کتاب مخاطب را با زنی به نام "استر" آشنا می کند که زندگی خوب، ساده و قابل قبولی دارد و برای روزنامه می نویسد. روال عادی زندگی ِ او همچنان ادامه دارد تا اینکه موظف به نوشتن در مورد "هوگو" هنرمند معروف می شود و از آن به بعد کم کم

برچسب: تصرف,عدوانی,آندرشون, نویسنده: الینا فراهانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:04

صفحه بندی